X
تبلیغات
بهترینها

بهترینها

هر چی بخوای.اموزش.دانلود.کامپیوتر.اینترنت.جک.س م س.رمان.مطالب خواندنی,...

اس ام اس با حال (اردیبهشت)


همیشه یادت باشه یه دونه ای

درست مثل هر کس دیگه!! Exclamation

==================


همیشه گوشیم که زنگ میخوره میذارم چند ثانیه بگذره بعد جواب میدم
اینطورى فکر میکنن ما هم کار و زندگى داریم !!! Wink

==================


به غضنفر میگن : برو خبر مرگ حسن آقا رو به بستگانش بده
ولی یک دفعه نگو که هول کنن !
میره دره خونه حسن آقا زنگ میزنه میگه : منزل مرحوم حسن آقا ! Surprised

==================


امروز روز خوشگلاس
این پیامو برای تمام خوشگلایی که میشناسی بفرست
فقط خواهشن منو بیخیال شو همین الانشم بالای صدتاشو برام فرستادن Exclamation

==================


از فروشنده پرسیدم قیمت دلار چنده ؟
گفت الان ؟ یا الان ؟ Confused

==================


با کلمه آره یا نه جواب بده
آیا من میدونم که تو احمقی ؟!؟ Very Happy

==================


انقد بدم میاد از اینایی که از من بدشون میاد !! Mad

==================


یکی از کرم‌های که علاقه دارم بریزم
اینه که واسه یه فیلم زیرنویس فارسی بدم بیرون
بعد اول فیلم بنویسم این یارو رو می‌بینی؟ آخر فیلم می‌میره! Very Happy

==================


دختره قیافش عین قاشق مربا خوری میمونه
برداشته تو about پروفایلش نوشته:
درگیر من نشو، همــــدم نمیشوم!
اعتماد به نفس بعضیا صاف تو لوزوالمعدم !! Exclamation

==================

این دخترایی که تا بهشون میگی سلام خانوم میگن لطفن مزاحم نشو …
خب لامصب واسا ببین چیکار داره طرف بعد خود داف پنداری کن !! Exclamation

==================


دیدین بعضیا وقتی می‌شینن رو صندلی چرمی بعد صدا میده
یه بار دیگه صداشو در میارن که بگن مال صندلی بوده؟!!
فاجعه اونجاست که صداش دیگه در نیاد !

==================


به سلامتیه پــــت و مــــت
چون نه هیچی تو مغزشون بود،نه هیچی تو دلشون! Very Happy

==================




فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه
“عِـه رفت رو پیغامگیرشون”
و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!

==================


یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فک و فامیل حســـــاب باز میکردیم
امسال خیلـــی بهمون لطف کنن ماچمون میکنن…! Exclamation

==================


بعضی وقتا شنیدن یه
” بگو ببینم چه مرگته ”
از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای
“عزیزم چی شده”
بیشتر میچسبه….!

==================


ایرانسل اس ام اس داده مشترک گرامی ۵۰۰ کیلوبایت هدیه ما به شما استفاده اینترنت رایگان !
مدت اعتبار ۳۰ روز !!!!

یا ما خیلی اوسگولیم
یا اونا خیلی اوسگلن
یا میخواستن شوخی کنن
یا نمیفهمن ۵۰۰ کیلوبایت ینی چی
یا نمیفهمن اینترنت ینی چی

برای دوستم این اس اومده ، با ذوق زنگ زده به من میگه برنده شدم !
بدبخت فک کرده ۵۰۰ کیلو پرتقال برنده شده ! یه همچین مملکتی داریم کلا !! Exclamation Very Happy

==================


والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!

==================


زن همسایه چیست ؟
زن همسایه موجودیست که ساعتها دم در حرف میزنه اما نمیشینه ، چون دیرش میشه ! Exclamation

==================


هیچی به اندازه اینکه به مادر یه دختر بگی “من فکر کردم شما خواهر بزرگشی” یه مادر رو خوشحال نمیکنه !
برچسب‌ها: جک و اس ام اس, جک, س م س
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

حال کنید

99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996

1.) دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدده 9 رو بنویس
3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...
ببین چی میشه .... !!!!!!!!!!!!!!!


برچسب‌ها: حرکت خفن, بهترین ها, مطالب زیبا و خواندنی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

دانلود اهنگ بسیار عالیییییی

سلام با یک پست عالی اومدم

دانلود اهنگ akon به نامLove You No More 

 

دانلود اهنگ akon به نام So Special

 

دانلود اهنگ akon به نام Hurt Somebody

ناگفته نماند این سه اهنگ بسیار احساسی هستند البته از نظر من ولی مطمئن باشید ارزش گوشیدن دارند


برچسب‌ها: دانلود اهنگ akon, دانلود, دانلود اهنگ, دانلود اهنگ احساسی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

اینگونه نگاه کنید

مرد را به عقلش نه به ثروتش

.

زن را به وفایش نه به جمالش

.

دوست را به محبتش نه به کلامش

.

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

.

مال را به برکتش نه به مقدارش

.

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

.

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

.

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

.

درس را به استادش نه به سختیش

.

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

.

مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

.

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

.

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

.

دل را به پاکیش نه به صاحبش

.

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

.

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
برچسب‌ها: مطالب و داستان های زیبا و خواندنی, جالب, خواندنی, اموزنده
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

اس ام اس خنده دار و ضد حال

به جاى ریختن آب پشت سر مسافر، انداختن تف هم کفایت می کند!

دفتر صرفه جویی سازمان آب!


مثل یه بچه گوریل که موز می دن دستش ذوق کردی! فکر کردی می خوام بگم دلم برات تنگ شده؟

نه جونم! از بی کاری گفتم یه SMS بدم!


از شنبه درون خود تلنبار شدیم / تاآخر پنجشنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر دیداریم / جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم!


ادامه مطلب یادت نره


برچسب‌ها: اس ام اس اموزنده و زیبا, اس ام اس, س م س, اس ام اس جالب, اس ام اس ضد حال, اس ام اس خنده دار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

اس ام اس زیبا و اموزنده

بعضی کلمات همانند سکه بر اثر زیادی استعمال ساییده می‌شوند و نقش و نگارشان محو می‌شود، آزادی هم یکی از این کلمات است.

سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراغ شانه هایت
به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

وقتی دل تنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره، وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی. وقتی ساکت شدی به یاد بیار کسی رو که به شنیدن صدای تومحتاجه

در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست مهر تو اگر به هستی ماافتد هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

روزگار آموخت به هر چه دل می بندی باید همسنگش، توان دل کندن را نیز داشته باشی

تلقین و تکرار جملات ناامید کننده ای چون" من به حد کافی خوشبختم و نیازی به خطر کردن و دردسر ندارم"، ما را از ترقی و تعالی باز می دارد و اجازه نمی دهد لیاقت خود را در زندگی به اثبات برسانیم.

صادق باشید, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید. روابطی که این اصل را ندارند بی شک قطع خواهند شد.

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

من خردمندترین مردمانم زیرا یک چیز می دانم و آن این است که هیچ چیز نمی دانم . سقراط

ببخش نه به این خاطرآنکه آنها لیاقت بخشش تو را دارند بلکه به این خاطر توکه لیاقت داری آرامش داشته باشی

نزدیکه عیده تو خونه تکونیه دلت یه وقت ما رو بیرون نندازی

هیچ کس به اندازه ابلهی که زبانش را نگه می دارد به یک مرد عاقل شباهت ندارد

یادت نره همیشه تاریکترین ساعت شب... نزدیک ترین زمان به طلوع خورشید است
  به ادامه مطلب هم سر بزنید

برچسب‌ها: اس ام اس اموزنده و زیبا, اس ام اس, س م س, اس ام اس جالب, اس ام اس ضد حال, اس ام اس خنده دار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

اس ام اس اموزنده و زیبا

قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود ندارد

همیشه دو درس را در زندگی خود به یاد داشته باشید: 1- جسارت در بیان عقیده 2- جرأت در پذیرش اشتباه

هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی‌توانی او را ببخشی بدان که اشکال از کوچکی روح توست، نه از بزرگی گناه او

هیچ صیادی از جویی که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست

جبران خلیل جبران میگه: تنها عشق و مرگ هستند که همه چیز را دگرگون می کنند

محبت مثل سکه می مونه که اگه بیفته تو قلک قلب نمیشه درش آورد اگرم بخوایی درش بیاری باید اون بشکنی

جوانان رویای ثروت دارند و پیران امید اینکه مفلس نشوند. ضرب المثل آفریقایی

زمانی که مرا ندانسته به دنیا آوردند، پیوسته می گفتند دوست بدار و حالا که دوست دارم می گویند فراموش کن.(آلبر کامو)

هر گاه خدا تو رو بر لب پرتگاهی هدایت کرد، برو ، چون یا تو رو از پشت می گیره یا پرواز کردن رو یادت می ده

اگر تمام شب را در حسرت از دست دادن خورشید سر کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست می دهی

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد... وسعت تنهائیم را حس نکرد... در میان خنده های تلخ من... گریه پنهانیم را حس نکرد... در هجوم لحظه های بی کسی... درد بی کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پایانیم را حس نکرد

لازم نیست مرا دوست داشته باشی من تو را به اندازه‌ی هر دومان دوست دارم

توی زندون عشق تو اینقدر شلوغ میکنم وزندون و بهم می زنم تا مجبور بشی منو بذاری توی انفرادی قلبت

میدونی این چیه؟! ( ) ( ) ( ) ( ) ( ) () این دل منه که روز به روز برات تنگ تر می شه

دو چیز دز این دنیا افسونم می کند ١- رنگ آبی آسمان را که می بینم و مدانم که نیست ٢- خدا را که نمی بینم و می دانم که هست

برچسب‌ها: اس ام اس اموزنده و زیبا, اس ام اس, س م س, اس ام اس جالب, اس ام اس ضد حال, اس ام اس خنده دار
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

قبل از ازدواج




پسر:بالاخره موقعش شد خیلی انتظار کشیدم


دختر:میخوای از پیشت برم؟


پسر:حتی فکرشم نکن.


دختر:دوسم داری؟


پسر:البته!هر روز بیشتر از دیروز!


دختر:تا حالا بهم خیانت کردی؟


پسر:نه!!!برای چی می پرسی؟


دختر:منو می بوسی؟


پسر:معلومه،هر موقع ک بتونم.


دختر :منو میزنی؟


پسر:دیوونه شدی من همچین آدمییم؟؟!!!!


دختر:میتونم بهت اعتماد کنم؟


پسر:بله


دختر:عزیزم



بعد از ازدواج


زحمت بکشید خودتون از پایین ب بالا بخونید !
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

نامه شگفت انگیز! (قطعا دو بار خواهید خواند!)


جوليای عزيزم سلام

بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
"روبرتو" که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

 

نامه را خواندید؟ اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید : پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را "یک خط در میان"بخواند. !
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

تصاویر خیلی زیبا

">از دستت میره اگه این عکسارو نبینی

برای سنگین نشدن صفحه عکسارو گذاشتم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

ابراز عشق

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق

 ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه»

 و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت

 بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند. در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را

 برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند

 طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ،

 جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار

 نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان

 رفت و مرد يكدفه فرياد زنان دويد ...دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

 ببر رفت و زن زنده ماند. داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما

 پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت

 خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم

 بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را

 خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا

 فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه

 ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

جا انداختن لگن دختر خجالتی

در زمان هاي قديم يک دختر از روي اسب مي افتد و باسنش (لگنش) از جايش درمي‌رود.

پدر دختر هر حکيمي را به نزد دخترش مي‌برد، دختر اجازه نمي‌دهد کسي دست به


باسنش بزند, هر چه به دختر ميگويند حکيم بخاطر شغل و طبابتي که ميکنند محرم

بيمارانشان هستند اما دختر زير بار نمي رود و نمي‌گذارد کسي دست به باسنش بزند.

به ناچار دختر هر روز ضعيف تر وناتوان‌تر ميشود.

تا اينکه يک حکيم باهوش و حاذق سفارش ميکند که به يک شرط من حاضرم بدون دست

زدن به باسن دخترتان او را مداوا کنم...

پدر دختر باخوشحالي زياد قبول ميکند و به طبيب يا همان حکيم ميگويد شرط شما

چيست؟ حکيم ميگويد براي اين کار من احتياج به يک گاو چاق و فربه دارم, شرط من اين

هست که بعد از جا انداختن باسن دخترت گاو متعلق به خودم شود؟

پدر دختر با جان و دل قبول ميکند و با کمک دوستان و آشنايانش چاقترين گاو آن منطقه را

به قيمت گراني مي‌خرد و گاو را به خانه حکيم مي‌برد, حکيم به پدر دختر ميگويد دو روز
ديگر دخترتان را براي مداوا به خانه ام بياوريد.

پدر دختر با خوشحالي براي رسيدن به روز موعود دقيقه شماري ميکند...

از آنطرف حکيم به شاگردانش دستور ميدهد که تا دوروز هيچ آب و علفي را به گاو ندهند.

شاگردان همه تعجب ميکنند و ميگويند گاو به اين چاقي ظرف دو روز از تشنگي و گرسنگي خواهد مرد.

حکيم تاکيد ميکند نبايد حتي يک قطره آب به گاو داده شود.

دو روز ميگذرد گاو از شدت تشنگي و گرسنگي بسيار لاغر و نحيف ميشود..

خلاصه پدر دختر با تخت روان دخترش را به نزد حکيم مي آورد, حکيم به پدر دختر دستور ميدهد دخترش را بر روي گاو سوار کند. همه متعجب ميشوند، چاره اي نمي‌بينند بايد حرف حکيم را اطاعت کنند.. بنابراين دختر را بر روي گاو سوار ميکنند.

حکيم سپس دستور ميدهد که پاهاي دختر را از زير شکم گاو با طناب به هم گره بزنند.
همه دستورات مو به مو اجرا ميشود، حال حکيم به شاگردانش دستور ميدهد براي گاو کاه و علف بياورند..

گاو با حرص و ولع شروع مي‌کند به خوردن علف ها، لحظه به لحظه شکم گاو بزرگ و بزرگ تر ميشود، حکيم به شاگردانش دستور ميدهد که براي گاو آب بياورند..
شاگردان براي گاو آب ميريزند، گاو هر لحظه متورم و متورم ميشود و پاهاي دختر هر لحظه
تنگ و کشيده تر ميشود, دختر از درد جيغ ميکشد..

حکيم کمي نمک به آب اضاف ميکند, گاو با عطش بسيار آب مي‌نوشد, حالا شکم گاو به حالت اول برگشته که ناگهان صداي ترق جا افتادن باسن دختر شنيده ميشود..

جمعيت فرياد شادي سر مي‌دهند, دختر از درد غش ميکند و بيهوش ميشود.
حکيم دستور ميدهد پاهاي دختر را باز کنند و او را بر روي تخت بخوابانند.

يک هفته بعد دختر خانم مثل روز اول سوار بر اسب به تاخت مشغول اسب سواري ميشود و گاو بزرگ متعلق به حکيم ميشود.

اين، افسانه يا داستان نيست,
آن حکيم، ابوعلي سينا بوده است...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

Block کردن اسپم ها در Yahoo Mail

اگر میخواهید برای همیشه از شر Spamer ها و متعاقبا اسپم هایشان راحت شوید ، باید آنها را Block کنید . یعنی اینکه اسپم هایی که از سوی اسپمر می آیند ، میانه راه رسیدن به صندوق پستی شما بازگشت داده خواهند شد . پس یک نفس عمیق بکشید و خود را برای نبرد آخر با اسپم ها آماده کنید .

Block کردن اسپم ها در Yahoo Mail

ابتدا وارد اکانت خود شوید . به پوشه Spam بروید . آدرس تعدادی از اسپم هایی را که به تعداد زیاد و به صورت متوالی برای شما می آیند را بدست آورده و درون یک فایل Text کپی کنید . سپس به منوی Options در قسمت بالا و سمت راست اکانت خود بروید . از بن زیر منوها ، منوی More options را انتخاب کنید .

وارد صفحه جدیدی خواهید شد . از قسمت سمت چپ گزینه Spam را انتخاب کنید .

اکنون بایستی از سمت راست صفحه قسمت Blocked Email Adresess را پیدا کرده و ایمیل هایی که در فایل تکست ذخیره کرده اید را در تکست باکس موجود Copy/Paste کنید و دکمه Add را بفشارید .

قاعدتا برای حذف یک ایمیل از لیست ایمیل های بلاک شده ، بایستی آن ایمیل را از لیست انتخاب کرده و دکمه Remove را بفشارید .

در پایان نیز دکمه Save Changes را کلیک کنید .

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 2:36 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

یک فرصت طلایی!! Xpango چیست ؟
به نام خدا
با سلام، امروز می خوام در مورد Xpango واستون بگم که چیه و چه کارا که نمی کنه !
فقط خواهشاً چند لحظه زمان بذارید و متنو کامل بخونید. ضرر نمی کنید.
اول ماجرای دوست خودمرو بگم : چند هفته پیش یکی از رفیقام بهم گفت که یک سایتی هست که گوشی و کنسول و ... رایگان می ده. من باور نکردم قسم می خورد که یکی از فامیلامون گوشی از اون سایت گرفته. بهش گفتم بابا سرکارت گذاشته بی خیال. از اون ماجرا 3 هفته می گذره . بعد از اینکه رفیقمو دیدم گفت دیروز صبح زود زنگ خونمون خورد رفتم در رو باز کنم دیدم پست امده . گفت آقای ماندگاری گفتم بله گفت اینجا رو امضاء کنید،رفیقم گفت شکه شده بودم . اصلاً یادم نبود که تو این سایت ثبت نام کرده بودم . رفتم درش رو باز کردم، یهو یادم افتاد که تو یه این سایت ثبت نام کرده بودم داشتم سکته می کردم از خوشحالی. یک MP3 پلیر 20 گیگا بایتی واسش آورده بودن. حالا منم به این فکر افتادم تا تو این سایت ثبت نام کنمو هم من صاحب گوشی که انتخاب کردم بشمو هم شما هم با این سایت آشنا شیدو اگرم دوست داشتید ثبت نام کنید. فکر نمی کنم یه ثبت نام ساده ضرری داشته باشه.
خوب حالا در مورد این که چطور ثبت نام کنیم و چطور کار کنیم ؟
ابتدا نکات زیر را توجه کنید .
1. این شرکت کاملاً قانونی هست .
2. بعد از انجام مجموعه گیری از سراسر دنیا محصولات خود را به صورت رایگان ارسال می کند.
3. کاملاً حرفه ایی و بی کلک این شرکت ! .
خوب حالا شاید شما بگید که این شرکت دیوونه است گوشی و کنسول و ... می ده ، نه این سایت جهت تبلیغات محصولات دیگر شرکت های بزرگ همچون نوکیا ، سامسونگ ، سونی اریکسون و ... کار می کنه ، شما وقتی که تو این سایت ثبت نام کنید و در زنجیره مجموعه ها قرار بگیرید با انتخاب جایزه خود خود به عنوان مثال Sony Walkman X Series 16GB به 19 زیر مجموعه نیاز دارید ، در صورتی که 19 زیر مجموعه شما تکمیل شود جایزه شما انتقال پیدا می کند و به آدرسی که داده اید ارسال می شود .
چگونه ثبت نام کنیم ؟

خوب واسه ثبت نام چون من یک محصول از این شرکت گرفتم عضو زنجیره های نسبتا قوی سایت هستم و شما در صورتی که زیر مجموعه من بشید جایزه انتخابی شما به تعداد زیر مجموعه های کمتری کاسته می شود به طور مثال اگر شما Sony Walkman X Series 16GB را انتخاب کنید اگر زیر مجموعه کسی نباشید به 60 زیر مجموعه نیاز دارید ولی اگر در زنجیره قرار بگیرید به 19 زیر مجموعه نیاز دارید و خودم امتحان کردم به این نتیجه رسیدم .

حال واردیکی ازسایت های زیر شوید .
http://www.xpango.com/?ref=92608145و موارد زیر را در صفحه ثبت نام پر کنید .

در قسمت First name نام خود را بنویسید .
در قسمت Last name نام خانوادگی خود را بنویسید .
در قسمت Email آدرس ایمیل خود را بنویسید .
در قسمت Password برای خود یک پسورد ایجاد کنید البته تعداد حروف برای انتخاب پاسورد بیشتر از 6 حرف باشد
در قسمت Adress 1 آدرس دقیق خانه ی خود را بنویسید به این صورت :
نحوه صحیح پر کردن فرم
راهنمای درج آدرس
پلاک: no
واحد: Unit
طبقه: Flat یاFloor
ساختمان: Bldg
کوچه: Alley
خیابان: St
خیابان بزرگ: Ave
بلوار: Blvd
میدان: Sq
چهارراه: Cross
بعد از: After
قبل از: Before
جاده: Rd
جنوبی: South
شمالی: North
غربی: West
شرقی: East
یک مثال
قاسم آباد – اندیشه 10 – پلاک 90 - طبقه 4
Floor4-No90-Andishe10-Ghasem abad
یک مثال دیگر <<
خیابان رودکی - نرسیده به کوچه مرتضوی - کوچه علمداری - پلاک 12 - طبقه 2
Floor2-No12-Alamdari Alley-Before Mortazavi Ave-RoodakiAve
نکته : برای افرادی که در ایران زندگی میکنن زیاد فرقی نمیکنه آدرس رو از اول به آخر بدن یا ازآخر به اول.
شما برای انجام شدن بهتر کار فقط یک آدرس را بنویسید و آدرس دیگری را وارد نکنید .
قسمت Address 2 دیگر نیاز به پر کردن آدرس نیست .
در قسمت town/city نام شهر خود را بنویسید .
در قسمت county/state نام استان خود را بنویسید .
در قسمت country نام کشوری که در ان زندگی می کنید را از لیست انتخاب کنید .
در قسمت post code/zip کد پستی منزل خود را وارد کنید .
به قسمت how did you hear دست نزنید .
در قسمت Free Gift نام هدیه ای را که از قبل در نظر داشتید از لیست انتخاب کنید .
در قسمت Referral ID کد 92608145 را وارد کنید . توجه داشته باشید اگر این کد نباشید شما در دسته ضعیف سایت قرار می گیرید.
در قسمت Terms And Conditios مربع کوچکی وجود دارد آن را تیک بزنید و بر روی کلمه ی REGISTER کلیک کنید .
اگر همه ی کادرها را به درستی پر کرده باشید صفحه ی بارگذاری شده پیغام تبریک را نمایان می کند.
ولی اگر درست انجام نداده باشیداز شما در خواست می شود که دوباره مراحل را به درستی انجام دهید.
وقتی که با پیام موفقیت آمیز مواجه شدید نامه ای به ایمیل شما ارسال می شود که در آن لینکی برای فعال سازی اکانت شما گذاشته شده است.
ودر انتها بعد از ثبت نام. برای ورود به سایت از ادرس ایمیل خود (ایمیلی که با آن ثبت نام کردید) به عنوان نام کاربری استفاده کنید.
نکته : تمام اطلاعات بعد از ثبت نام قابل تغییر است .
نحوه کار با سایت و ورود به اتاق کار :ابتدا از لینک (ww.xpango.com ) وارد سایت شوید. روی گزینه My Accountواقع در بالای سایت کلیک کنید. در صفحه بعد در قسمت Username آدرس Emailخودتان را که با آن ثبت نام کرده اید و در قسمت Password هم پسوردتان را بنویسید و روی گزینه login کلیک کنید تا وارد اطاق کار خود شوید. در اینجا نام شما و پیام خوش آمد گویی به شما دیده می شود . سپس در سمت راست صفحه روى گزینه Orders/Credits/referral ID کلیک کنید تا وارد پنجره بعدی شوید. دراین پنجره در قسمت Active Orders نوع محصول انتخابى و همچنین IDو تاریخ عضویتتان را می بینید.بخش Active Orders داراى گزینه هاى
credit details – change gift – add clix میباشد. با کلیک روى گزینه Details Creditوارد صفحه جدیدی می شوید که در قسمت Referrals تعداد زیر مجموعه های شما دیده می شود. در قسمت Referrals با کلیک روی گزینه More Info می توانید اسامی و نوع محصول انتخابی زیر مجموعه هایتان را مشاهده کنید. با کلیک بر روی گزینه Change Gift می توانید نوع هدیه خود را تغییر دهید. با گزینه Delete کاری نداشته باشید چون باعث حذف ID شما خواهد شد .
نکته مهم : وقتی شما برای دیدن زیر مجموعه های خود روی گزینه Details کلیک کردید وارد صفحه جدیدی می شوید که در قسمت Referrals تعداد زیر مجموعه های شما دیده می شود که به رنگ سیاه نوشته شده است. اگر جمع اعتبارتان که قرمز رنگ است با تعداد زیر مجموعه هایتان برابر نیست به این دلیل است که زیر مجموعه های شما هنوز عضوی را معرفی نکرده اند و زیر مجموعه ای ندارند. پس حتماً به این موضوع دقت کنید که وقتی اعتبار شما پذیرفته می شود که هر کدام از زیر مجموعه های شما حد اقل یک نفر عضو گرفته باشند تا عضو فعال شناخته شوند . یک مثال ساده : فرض کنید شما برای دریافت کالای خود نیاز به اعتبار 17 نفر دارید شما باید 17 نفر را معرفی کنید و آن 17 نفر هم حتماً باید حداقل یک نفر را معرفی کنند تا اعتبار شما تائید شود یعنی در اصل شما به34 نفر احتیاج دارید . در مورد این موضوع اصلاً نگران نباشید چون هر کسی که توسط شما عضو شود بی شک برای بدست آوردن کالای مورد نظر عضوی معرفی خواهد کرد و به همین ترتیب اعتبار شما و زیر مجموعه های شما رشد میکند و تائید میگردد.
راههای افزایش زیر مجموعه
1- آسونترین روش دعوت کردن دوستان خودتونه
2- ایجاد کردن وبلاگ و کپی کردن این مطالب در وبلاگ خودتون.
3- ازطریق سایت های آگهی ایرانی که تعدادشون هم زیاده وهم به صورت مجانی به شما اجازه میدن تبلیغ بکنید (لیست تعدادی از این سایت ها : ایستگاه . هفت رنگ . رهنما . آگهی نامه و... )
4- تبلیغ وبلاگ خودتون با نظر دادن در وبلاگ ها وسایتهای دیگه (در این روش آمار خودتونو در موتور های جستجو مثل گوگل هم بالا میبرید)
5- جمع کردن ایمیل افرادی که وبلاگ ویا وب سایت دارن و فرستادن آدرس وبلاگتون به ایمیل اون ها
6- ورود به چت روم های ایرانی وتبلیغ خودتون (میتونید چت روم ها رو توی یاهو سرچ کنید)
7- استفاده از تالارهای گفتگو که هم تعدادشون خیلی زیاده و هم کاربراشون
طریقه فعال شدن (بچه های که زیر مجموعه گرفتن ولی هنوز امتیازی ندارن اینجارو بخونن)
یکی مشکلی که من خودم وخوب خیلی از بچه ها با اون در گیر بودن این بود که چرا بعد از اینکه زیرمجوعه گرفتم وزیر مجموعه من هم تونسته زیرمجموعه بگیره چرا سایت به من امتیازی نداده
خوب در جواب باید اینو بگم که بعد از گشتوگذار توی سایت یه این متن برخوردم
You gain a Credit everytime a new person you refer activates their account. A customer can activate their account by completing a Free Offer or purchasing a Clix Package or Mobile Accessory.
که خلاصه معنیش اینه که شما برای فعال شدن باید در یکی از offerها ثبت نام کنید ویا از سایت لوازم موبایل ویا پک clix خریداری بکنید
شاید بعضیا بگن این فعال شدن به ما چه ربطی داره خوب ربطش اینه که تا فعال نشید نمیتونید امتیازی هم بگیرید یعنی سایت هیچ امتیازی به شما نمیده
حالا چه طور فعال بشیم ؟
به نظرمن راحت ترین کار ثبت نام کردن در offer ها است چون مجانی هستند ونیازی نیست پولی بپردازید. این offer ها هم در اکنتی که برای خودتون ساختین هستن نگران نباشید.
نکات خیلی مهم :
1- با یک کامپیوتر فقط یک نفر می تواند زیر مجموعه شود توجه کنید که اگر با یک کامپیوتر چند نفر عضو یکدیگر شوند اکانت آنها بسته می شود.
2- هیچ وقت از مکانهایی مانند کافی نت ثبت نام نکنید : چون امکان دارد شخص دیگری بر اثر عدم آگاهی، در همان کامپیوتری که شما ثبت نام کردید او هم ثبت نام کند. در این صورت عضویت شما باطل خواهد شد .
دریافت هدیــه:
بعد از جمع کردن امتیازات کامل و رسیدن امتیازات شما به حد نساب یک ایمیل به اینباکس ایمیل شما فرستاده میشود که امتیازات شما کامل شد و هدیه برای شما فرستاده می شود.
حال کار به پایان رسیده و بعد از متصل شدن به اکانت خود جایزه انتخابی : Sony Walkman X Series 16GB است که می بایست 19 زیر مجموعه جمع کنید و جایزه خود را دریافت کنید .
با تشکر از وقتی که گذاشتید.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط saeed210  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

چراغ گردون چیز جالبیه.
وقتی داره بهت نزدیک میشه امیدواری کلان نباشه!
وقتی داری بهش نزدیک میشی امیدواری راهنمایی - رانندگی نباشه!
پس هول نکن، بشین و امیدوار باش به ماشین آشغالی... !
+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

حضور جنیان در کربلا

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود.
در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می اید. زعفرجنی گفت ( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در حین رفتن به آن شهر ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند . ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت می رسانند .)) به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند . خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))
حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود و در هر نفسی که میکشید ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم .
همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر زحمت کشیدی ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟! حضرت فرمود : خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم . اگر من در جای خود بمانم خداوند بوسیله چه کسی این مردم نگونبخت را مورد امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و..........
جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم ولی باید حجت بر مردم تمام شود تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود با دلیل هدایت شود .))
من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!
گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم .مادرم وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س ) چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم و چون نگاه کردیم ، دیدیم که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))
در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام آنان را مرخص فرمود .
منابع: داستان زعفر جنی (این داستان را نخستین بار کاشفی نقل کرده است، رک به: محدث نوری/ همان/ ص 183)؛ داستان منصور ملک (فرهنگ عاشورا/ محدثی، جواد/ ص343/ نشر معروف/ 1374. به نقل از مرآه‌العقول/ علامه مجلسی/ ج 5/ ص 368)؛
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

محصولات تصویر دنیای هنر

http://www.tdhshop.com/referrer-937.html

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

جوک جوک ک ک

بچه ها چرا چند وقته انقد سرزمین کساد شده؟؟ بچه ها همه تار و مار شدین چرا 


آی شمایی که به جا شنا کردن یه گوشه استخر وایمیسید به یه نقطه زل میزنید..
واقعا فکر کردید کسی نمیفهمه که دارید تو استخر میشاشید ؟!!!


دختره زنگ زده میپرسه میتونی ثابت کنی برات مهمم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــــ فردا بیا روتو با ماژیک فسفری خط بکشم!



تو فرودگاه دارم با رفیقم حرف میزنم یارو داره رد میشه میپرسه: شما ایرانی هستین؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـَــــ ما چینی هستیم فقط روی ما فارسی ساز نصب کردن



فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه
میگیم پا شو شلوارتو در بیار…


ل.ره میره امریکا ازش میپرسن can you speak english
میگه:ما که نفهمیدیم چی گفتی ولی برای اطمینان مادرتو

میدونم، شمام وقتی‌ باباتون میاد بالا سرتون سر کامپیوتر وای میسته، همه چیو مینیمایز می‌کنید مثل گاو الکی‌ تو دسکتاپ میچرخین !!!



ل.ر.ه و ت.ر.که لب رودخونه کله پاچه میشستن، یهو آب کله رو میبره. ل.ره. برای کله علف تکون میده. ت.ر.که بهش میگه ولش کن نمیتونه فرار کنه، پاهاش دست منه !!!


یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده …
میگه : آره
میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

غضنفر سوار ماشين یک نفری بوده، یارو هم يهو كل ميگذاره، پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100... 150...160... بعد برميگرده به غضنفر ميگه: ترسيدي؟! به خودت شاشيدي؟! غضنفر ميگه: سيكتير بابا!! بيا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه یارو رو ميبره سوار پيكانش ميكنه، بعد پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برميگرده به یارو ميگه: حالا ترسيدي؟ به خودت شاشيدي؟! یارو ميبينه اين غضنفره كله خره، داره همينجور گاز ميده.. ميگه: آره بابا شاشيدم.. بيخيال شو! غضنفر برميگرده ميگه: الان ديگه بريني هم فايده نداره، ترمز بريده
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

قلب

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟ 
پسر: آره عزیز دلم . . .
دختر: منتظرم میمونی ؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .
دختر: خیلی دوستت دارم . .
پسر: عاشقتم عزیزم . .
.
.
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد ..
پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . .
دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت ؟
پرستار : در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده ؟
دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه چرا ؟؟؟؟؟!!
چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . .
پرستار: شوخی کردم بابا !! رفته دستشویی الان میاد
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

کسب در امد

 

تبلیغات پیامکی


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

sms سرکاری

خیلی بی فرهنگ و بی شعوری..

.

.

. در جامعه امروز بیداد می کنه



*******************************************

.

.

.

.

اسمت را روی کوه نوشتم خراب شد .. اسمت را روی شمع نوشتم آب شد .. اسمت را روی قلبم نوشتم شکست .. جمع کن بابا خودتو با این اسمت!



*******************************************



میزاری امشب بیام تو ذهنت؟ آخه بدجوری هوس تاب بازی کردم، چون شنیدم مخت تاب داره!



*******************************************



پنج حقیقت زندگی: ۱- تو نمیتونی همه دندان‌هات رو با زبونت لمس کنی! ۲- همه احمق‌ها بعد از خوندن حقیقت اول اون رو امتحان می‌کنن! ۳- حقیقت اول یه دروغه! ۴- الان تو لبخند زدی چون یه احمقی! ۵- به زودی این مسیج رو برای یه احمق دیگه می‌فرستی! تو که هنوز نیشت بازه



*******************************************




صبح کیفم رو زدند، بدبخت شدم، توش همه زندگیم بود. شناسنامه، پاسپورت، کارت ملی، دو و نیم میلیون پول، چهارده تا سکه تمام بهار آزادی، یه شاخه نبات، یک دست آینه و شمعدان، وکیلم؟



*******************************************



انیشتن میگه: عشق مثل ساعت شنی می‌مونه، همزمان که قلبت رو پر می‌کنه، مغزت رو خالی می‌کنه، البته واسه اونایی که مغزشون پره، تو نگران نباش



*******************************************




واسه تو میخک و واسه بقیه رز میارم

تو رو هر وقت می بینم یه جورایی بز میارم

تو قرار با خوشکلا سیب بهشون هدیه می دم

واسه تو که میمونی یه عالمه موز میارم!!!



*******************************************




خیلی وقته که میخوام یه چیزی بهت بگم ولی تاحالا روم نشده،

گفتنش برام خیلی سخته: د . . . . . . . . . . . . . . . . دو . . . . . . . . . . . . . . . . دوس . . . . . . . . . . . . . . . .

دوسه لیتر بنزین دارین به من بدی؟



*******************************************




جمع و تفریق عشقی: تو + عشق = زندگی،

زندگی + تو = آرامش،

من - تو = دیوانگی ،

دیوانگی + عشق = تو ،

زندگی - تو = مرگ



*******************************************



آیا دوستان شما در مسنجر برای شما افلاین می آیند؟ آیا می خواهید مچشان رابگیرید؟ آیا می خواهید بدانید چه کسانی در مسنجرآنلاین هستند؟... اگر می خواهید بدانید، باید بگویم خیلی فضولید!



*******************************************



عاموزش علفباء فارصی سد در سد تزمینی



*******************************************

به من بگو زشت ! من به تو می گم قشنگ ! چه اشکالی داره ، بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم



*******************************************




بدترین درد این نیست که عشقت بمیره یا تنهات بذاره این نیست که به کسی میخوای نرسی ، این نیست که عشقت ندونه دوستش داری اینه که اسهال داشته باشی wcگیرت نیاد



*******************************************




دوست داری تغییر کنی خوشگل بشی عوض بشی ناز بشی مامان بشی اصلا"یه چیز دیکه بشی؟ پس از همین حالا با ماتماس بکیرید(سازمان بازیافت زباله )



*******************************************



دیشب خواب دیدم اونم چه خوابی... حالا گوش کن تا تعریف کنم خواب دیدم مردیم و داریم میریم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم... سر پل صراط که رسیدیم من خسته شدم و تو منو کول کردی... دم در بهشت که رسیدیم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بیا داخل

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

موتور

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

ماشین

این ماشینارو ببینید و فقط حال کنید ۹۶ عکس در فایل زیپ با حجم ۱۰ مگابایت

http://www.4shared.com/file/4ec6O_hT/mashin.html

واقعا ارزش دیدنشو داره

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

موزیک ویدئو

اینم موزیک ویدئو رضایا ارمین فلاکت به نام نازنین

با حجم ۲.۹

http://www.4shared.com/video/6jmz0YFG/VideoDJ.html

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

موزیک ویدئو

اینم موزیک ویدئو بسیار زیبا به نام غیر مستقیم از رضایا ارمین تهی تتلو طعمه

با حجم ۳.۱

http://www.4shared.com/video/n_hBgqW0/htttr.html

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

موزیک ویدئو

اینم موزیک ویدئو اددی به نام بازنده با حجم ۲.۸

http://www.4shared.com/video/AVfVlgdw/eddie_bazandeh.html

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

موزیک ویدئو

اینم موزیک ویدئو اددی و شهراک مبنا به نام میروور  با حجم 2.5

http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=1431473354&d=1369342

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

راننده با حجاب

همیشه وقتی از اتوبوس و یا تاکسی پیاده می‌شوم، سعی می‌کنم طوری پول را به راننده بدهم که دستم به دست‌هایش برخورد نکند!
حالا شده از روی چادر باشد، و یا اگر اسکناس بود به پهنا بازش می‌کنم و از انتهای اسکناس به سمت راننده دراز می‌کنم.
چند وقت پیش موقع دادن کرایه اتوبوس دیدم راننده دست راستش را با دست کش پوشانده، به خودم گفتم حتما به خاطر نور آفتاب این کار را کرده! ولی چرا فقط یک دست؟!
این گذشت تا سه روز پیش یکی دیگر از راننده‌های همان خط را دیدم همچین کاری کرده.
بدجوری حس کنجاوی ام قلقلکم می‌داد!
برای همین علتش را از راننده پرسیدم که اینطور جوابم داد:" برای اینکه دستم به دست خانم‌ها تماس نداشته باشه، بالاخره توی شلوغه آدم خواه ناخواه دستش به دست طرف می خوره
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط saeed210  | 

مطالب قدیمی‌تر